Friends ( 2 )
ایمان عباسی
kung
behzad mohammadikia
behzadkia
بلاگ

به نام خدايي كه در همين نزديكي است

سلام به همه دوستان راستش ادم ها بعضي وقت ها يهدشون ميره يكي هست كه هميشه به يادشونه تا وقتي اوضاع خوبه كه هيچ اما همين كه زندگي يكم سخت ميشه يادشون مي افته كه اره يه خدايي هم وجود داره بعدم با يه قيافه حق به جانب انتظار كمك داريم راستش من از حرفايي كه زدم پشيمونم من هيچ وقت بي كس و تنها نيستم بايد واسه كنكور بخونم واسه همين شايد نتونم خيلي بهتون سر بزنم واسم خيلي دعا كنيد كه خيلي محتاج دعام دوستون دارم. ايمان بياوريد كه خواستن توانستن است حتي اگه مشكل ترين كار دنيا باشه  مهم اينه كه تو بخواي حتي اون كاري كه به نظرت محال و غير ممكنه توكل كن همت كن اميدوار باش
3 نظرات
Nov 22 ,2008
درباره diana
  • جنسیت: مونث
  • تاریخ تولد: خرداد 15 , 1369
  • محل سکونت: Iran, Islamic Republic of - Esfahan
  • وضعیت: غیره
  • ای دی یاهو مسنجر: www.ssarina7@yahoo.com
I_will_always_be_in_000 12187110
دفتر مهمان ( 385 )

kung

قلب كورش شكست و فرشته گريست
روزي كوروش در حال نيايش با خدا گفت:خدايا به عنوان كسي كه عمري پربار داشته و جز خدمت به بشر هيچ نكرده از تو خواهشي دارم.آيا ميتوانم آن را مطرح كنم؟خدا گفت:البته!

_از تو ميخواهم يك روز،فقط يك روز به من فرصتي دهي تا ايران امروز را بررسي كنم.سوگند ميخورم كه پس از آن هرگز تمنايي از تو نداشته باشم.

_چرا چنين چيزي را ميخواهي؟به جز اين هرچه بخواهي برآورده ميكنم، اما اين را نخواه.

_خواهش ميكنم.آرزو دارم در سرزمين پهناورم گردش كنم و از نتيجه ي سالها نيكي و عدالت گستري لذت ببرم.اگر چنين كني بسيار سپاسگذار خواهم بود و اگر نه،باز هم تو را سپاس فراوان مي گويم.

خداوند يكي از ملائك خود را براي همراهي با كوروش به زمين فرستاد و كوروش را با كالبدي،از پاسارگاد بيرون كشيد.فرشته در كنار كوروش قرار گرفت.كوروش گفت: ((عجب!اينجا چقدر مرطوب است!)) و فرشته تاسف خورد.

_ميتواني مرا بين مردم ببري؟ميخواهم بدانم نوادگان عزيزم چقدر به ياد من هستند.

و فرشته چنين كرد.كوروش براي اينكار ذوق و شوق بسياري داشت اما به زودي نااميدي جاي اين شوق را گرفت.به جز عده ي اندكي،كسي به ياد او نبود .كوروش بسيار غمگين شد اما گفت:اشكالي ندارد.خوب آنها سرگرم كارهاي روزمره ي خودشان هستند.فرشته تاسف خورد.

در راه ميشنيد كه مردم چگونه يكديگر را صدا ميزنند:عبدالله!قاسم!...

_هرگز پيش از اين چنين نام هايي نشنيده بودم!!!

فرشته گفت:اين اسامي عربي هستند و پس از هجوم اعراب به ايران مرسوم شدند.

_اعراب؟!!!

_بله.تو آنها را نميشناسي.آخر آن موقع كه تو بر سرزمين متمدن و پهناور ايران حكومت ميكردي،و حتي چندين قرن پس از آن،آنها از اقوام كاملا وحشي بودند.

كوروش برافروخت: يعني ميگويي وحشي ها به ميهنم هجوم آورده و آن را تصرف كردند؟!پس پادشاهان چه ميكردند؟!!!

فرشته بسيار تاسف خورد.

سكوت مرگباري بين آنها حاكم شده بود.بعد از مدتي كوروش گفت:تو مي داني كه من جز ايزد يكتا را نمي پرستيدم.مردم من اكنون پيرو آييني الهي هستند؟

_در ظاهر بله!

كوروش خوشحال شد: خداي را سپاس! چه آييني؟

_اسلام

_چگونه آييني است؟

_نيك است

وكوروش بسيار شاد شد. اما بعد از چندين ساعت معني در ظاهر بله را فهميد .........

_نقشه فتوحات ايران را به من نشان مي دهي؟ مي خواهم بدانم ميهنم چقدر وسيع شده.
وفرشته چنين كرد.

_همين؟!!!

كوروش باورش نمي شد. با نا باوري به نقشه مي نگريست.

_پس بقيه اش كجاست؟ چرا اين سرزمين از غرب و شرق و شمال و جنوب كوچك شده است؟!!!

و فرشته بسيار زياد تاسف خورد.

_خيلي دلم گرفت ، هرگز انتظار چنين وضعي را نداشتم. ميخواهم سفر كوتاهي به آنسوي مرزها داشته باشم و بگويم ايران من چه بوده شايد اين سفر دردم را تسكين دهد.

فرشته چنين كرد، تازه به مقصد رسيده بودند كه با مردي هم كلام شدند.پس از چند دقيقه مرد از كوروش پرسيد:راستي شما از كجا مي آييد؟ كوروش با لبخندي مغرورانه سرش را بالا گرفت و با افتخار گفت:

ايران!

لبخند مرد ناگهان محو شد و گفت : اوه خداي من، او يك تروريست متحجّر است!

عكس العمل آن مرد ابدا آن چيزي نبود كه كوروش انتظار داشت. قلب كوروش شكست.

_مرا به آرامگاهم باز گردان.

فرشته بغض كرده بود: اما هنوز خيلي چيزها را نشانت نداده ام، وضعيت اقتصادي، فساد، پايمال كردن .............

كوروش رو به آسمان كرد و گفت: خداوندا مرا ببخش كه بيهوده بر خواسته ام پافشاري كردم، كاش همچنان در خواب و بي خبري به سر مي بردم.
و فرشته گريست.

1 week ago

behzadkia

salam aji jonam chera gooshito khamoosh kardi sms khali badtarin zedhaliye ke mishe zad behar hal omidvaram hamishe shado khoshhal bashi
movazebe khodetam kheyliiiiiiiiiiii bash
doset daram va hichvaght faramooshet nemikonam...

1 week ago

kung

salam.nisti.
omidvaram shad o pirooz bashi.

2 weeks ago

bahareh35100

سلام ديانا جونم حالت چطوره گلم در س مي خوني؟
تلاش كن
و مطمئن باش هيچ تلاشي بي نتيجه نيست
دوست دارم بوس بوس

2 weeks ago

melicahadi

salam ,age aftekhar dost be man midin
ba.............
id:melicahad
email:melicahadi@yahoo.com
tel:09353970406

3 weeks ago

sma

«پسر برتر از دخترآمد پديد»
پسر جمله را گفت و چيزي نديد

نگو دخترك با يكي دسته بيل
سر آن پسر را شكسته جميل

بگفتا:«جوابت نباشد جز اين
نگويي دگر جمله اي اين چنين

!وگرنه سر و كار تو با من است
كه دختر جماعت به اين دشمن است.»

پسر اندكي هوشياري بيافت
سرش چون انار رسيده شكافت

پسر گفتش:«اي دختر محترم
كه گفته كه من از شما بهترم؟؟؟؟؟!!!!!!!!!

كه دختر جماعت به كل برتر است
ز جن تا پري از همه سر تر است

پسر سخت بيجا كند،مرگ بيد
كه برتر ز دختر بيايد پديد!»

پس آن ضربه خيلي نشد نابه جا
كه يك مغز معيوب شد جابه جا

1 monthy ago

aban25

غمي غمناك

شب سردي است و من افسرده

راه دوري است و پايي خسته
تيرگي هست و چراغي مرده
مي كنم تنها از جاده عبور
دور ماندند ز من آدمها
سايه اي از سر ديوار گذشت
غمي افزود مرا بر غم ها
فكر تاريكي و اين ويراني
بي خبر آمد تا به دل من
قصه ها ساز كند پنهاني
نيست رنگي كه بگويد با من
اندكي صبر سحر نزديك است
هر دم اين بانگ برآرم از دل
واي اين شب چه قدر تاريك است
خنده اي كو كه به دل انگيزم ؟
قطره اي كو كه به دريا ريزم ؟
صخره اي كو كه بدان آويزم ؟
مثل اين است كه شب نمناك است
ديگران را هم غم هست به دل
غم من ليك غمي غمناك است

Dec 08 ,2008

زبان ها: English | فارسی
webzzz WEBzzz.com - cc Content on this site is licensed under a Creative Commons Public Domain License